![]() |
![]() |
|
|
عجب عصری بود امروز عصر.....
من و تو... تو و اخم همیشگی... من و تو و اخم همیشگیت و بوی آفتر شیو و کلیون که با هم قاطی شده بود...ممنون!یه دنیا ممنون... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:33 توسط گردو!! |
|
|
آندم که با تو باشم محنت و غم سر آید وآن شب که بی تو باشم جانم ز تن بر آید پیش تو دل نهادم ای فتنه ی دل و جان تا از بلای عشقت ما را چه بر سر آید دارد شکایت ای گل دل بی نهایت از تو اما به دل نیارم هرگز شکایت از تو افتد ز پرده بیرون راز نهفته آخر دل پر شکایت از غم لب پر حکایت از تو گل من کجایی؟کجایی..... تا به کی همچو گل بی وفایی بیا و ز رفیقان جدا شو که آتشم بر جگر زد جدایی...
- نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد، تو سر تا پا وفا بودی تو را من بی وفا کردم... - تا فرصی پیش میاد میرم سراغ موبایل ببینم اس ام اسی از شما نیومده...هر چند ساعت یکبار میام وبلاگ میرم تو نظرای خصوصی ببینم نگفتی:گردو،فردا فلان ساعت بیا... - اگه میدونستم که حتی چند سال دیگه میای سراغم به جون عزیزت قسم از همینجا تکون نمیخوردم... - راستی دیروز یه سر رفتم خونه ی همسایه...بین مامان و خواهرش بحث بود سر شهریار...خواهرش میگفت شبیه به فلانیه (یعنی شما)مامانش میگفت نه شبیه به فلانیه(یعنی من)!!!در صورتی که نه من شبیه به شهریارم نه شما و نه اصلا من و شما به هم...!!! - شمع طرب بودی مرا،امشب چرا از دیده نهانی؟رفتی و از سودای تو،دارد دلم داغی که ندانی...داشتم آسودگی در کوی تو،سوختم چون شمع و گل بی روی تو،از خاطرم ای شادی محفل نرفتی،از چشم تر رفتی ولی از دل نرفتی... - دندون عقله بدجور داره اذیت میکنه.... - هر لحظه بیشتر از قبل دوست دارم... -میخوام به همه ثابت کنم از دل نرود هر آنچه از دیده رود... (امروز بیست بهمن یکهزار و سیصد و هشتاد و شش هوا اینجا تقریبا گرمه و پنجره ی اتاقت همچنان باز "خودم دیدم بخدا") من امروز ظهر به مامانم گفتم...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:20 توسط گردو!! |
|
|
پیر خرابات عزیز ممنون که اومدی و بهم سر زدی وقتی لحظه ای رو که چشمای قشنگت رو وبمه و داره چرندیاتم رو میخونه تصور میکنم زنده میشم...
اگه دوسم نداشت چی؟تا اینجا تحملم نمیکرد؟؟؟ اما بگو اگه دوستم داره چرا نمیخواد باشم؟؟؟؟مگه میشه آدم یکیو دوست داشته باشه اما نخواد اونو برا خودش نگه داره؟ من هنوز امید دارم....به داشتنت خدایا منو دیوونه اش نگه بدار تا ابد... - تو هم یه کم فکر کن - فکر کن که من کنارت باشم... - خودت خوب میدونی کسی که مزه ی عشق و مخصوصا" عشق بازی بره زیر دندونش دیگه...چه توقعی ازم داری؟ - من هنوزم نمیدونم چرا نظرت به این حد در موردم عوض شد یادمه یه روز تمام سعیتو میکردی تا بهم بفهمونی که دوستم داری... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 12:40 توسط گردو!! |
|
|
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟ کی با بالهای شکسته با تو پرواز میکنه؟ راست بگو من که نباشم اخمهای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟ من نباشم کی میاد ناز نگاتو میخره؟ کی میاد دنبال تو تورو تا خورشید ببره؟ کی میگه اما همیشه با توه واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو میپرسته کی برات میمیره کی نمیشه خسته کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش کی اگه نباشی میگیره نفسهاش... من نباشم کی تحمل میکنه کار تو رو با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو تو خودت داور میدون شو بگو کیه که جواب نده تلخی رفتار تورو من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی؟ کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی؟ کی بیداره تا تو خوابت ببره کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی من اگه نباشم...
- ببین وقتی با همیم چقدر به جفتمون خوش میگذره... - دلت میاد خوشکل؟من به این خوبی... - اصلا چرا منو دوست نداری... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 17:10 توسط گردو!! |
|
|
در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهارها رسیده ام. ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من! لحظه های هستی من از تو پر شده است... ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن! بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام. ای نوازش تو بهترین امید زیستن! در کنار تو، من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام. در بنفشه زار چشم تو برگهای زرد و نیلی و بنفش، عطرهای سبز و آبی و کبود نغمه های ناشنیده ساز می کنند، بهتر از تمام نغمه ها و سازها... روی مخمل لطیف گونه هات، غنچه های رنگ رنگ ناز، برگهای تازه تازه باز می کنند... بهتر از تمام رنگها و رازها! خوب خوب نازنین من! نام تو مرا همیشه مست میکند بهتر از شراب! بهتر از تمام شعرهای ناب... نام تو،اگرچه بهترین سرود زندگیست من تو را به خلوت خدایی خیال خود، «بهترین بهترین من» خطاب میکنم! بهترین بهترین من..
- خیلی دوست دارم - خوش بگذره با مرام امیدوارم مفید واقع شه! - الهی... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:59 توسط گردو!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من هم چون تو تکرارم....
تکرار آدمهای دیروز, امروز و فردا با هویتی از جنس خاک و در جغرافیایی به پهندشت سکوت... . . . اسم:عمرا’ اگه بگم... تاریخ تولد:8/5 شماره شناسنامه:1006 کد ملی:2298229899 دیگه بقیش بماند...! تقدیم به......الهی... |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|