![]() |
![]() |
|
|
تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن یک سقف پا برجا محکم تر از آهن سقفی که تنپوش هراس ما باشه تو سردی شبها لباس ما باشه سقفی اندازه ی قلب من و تو واسه لمس طپش دلواپسی برای شرم لطیف آینه ها واسه پیچیدن بوی اطلسی زیر این سقف، با تو از گل از شب و ستاره میگم از تو و از خواستن تو میگم و دوباره میگم زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه می گیرم گم میشم تو معنی تو معنی تازه میگیرم... تو فکر یک سقفم یک سقف رویایی سقفی برای ما حتی مقوایی تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن سقفی برای عشق برای تو و من... زیر این سقف اگه باشه میپیچه عطر تن تو لختی پنجره هاشو میپوشونه پیرهن تو زیر این سقف خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم آخر قصه بخوابیم اول ترانه پاشیم سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه یه افق، یه بی نهایت کمترین فاصلمونه...
- سلام عزیزترین... - سال نوت مبارک گل همیشه بهارم - به جرات میگم 86 بهترین سال زندگیم بود،70 در صدش بخاطر خود گلت بود بخاطر همه چیز ممنون...بخاطر با من کنار اومدنات،با من خندیدنات،با من دعوا کردنات،بخاطر همه با هم بودنهامون که شما باعثش بودین.... - خیلی دوستت دارم...خیلی زیاد... - امیدوارم سال جدید.....بچه ها شما امیدوارین سال جدید چه اتفاقی بیفته؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:15 توسط گردو!! |
|
|
اگر اسمان بالای سرت ابریست و تو در زیر باران هستی اگر به دنبال رنگین کمان می گردی اما رنگ ها درد را برایت به ارمغان می اورند اگردنیایت تغیری نمی کند وهیچ پایانی درنظرت وجودندارد اگردر جستوجوی آفتابی اما تنها شب را می بینی اگر تمام اطرافیانت لبخند می زنند ولی تنها کاری که تو می توانی بکنی اخم کردن است اگر از همه اینها وقتی زندگی تو را به پایین می کشد خسته شده ای در ان هنگام از پشت قطرات اشکت به عجایب این زمین نگاه کن به زیبایی یک گل که همچون مخملیست در دستت هوای اطرافت و بوی خرمن علفهای تازه را استشمام کن بچه های شاد در پارک بیگناهی بازی آنها را ببین تصور کن همراه پروانه ای در هوا معلقی میان درختان به این سو و آنسو می پری زمزمه های دریا یا گرمای نسیم تابستانی را به یاد آور به طعم تکه شیرینی فکر کن هنگامی که روی زبانت آب می شود یا نغمه پرندگان صبحگاهی هنگامی که با آوازشان به هر صبح سلام می کنند به یاد آور سخنان زیبایی که در آغوش مادرت گفتی نرمی نوازشش را احساس کن هنگامی که به آرامی بر صورتت بوسه می زند خوبی های درونت را جستجو کن ابرها را از اسمان زندگیت دور کن به زیر پایت نگاه نکن ، سرت را بالا بگیر. فکر نکن زندگی چه چیزهایی به تو بدهکار است ، به چیزهایی بیندیش که تو باید به او بدهی فردا را فراموش کن آنگاه می توانی زندگی را شروع کنی بنابراین روزگاری را که در آن زندگی میکنی با هدایایی که می توانی ببخشی متبرک ساز به جریان زندگی بی اعتنایی مکن بلکه به آرامی با آن همراه شو...
- دیدم این روزا همه دپرسن گفتم یه چیز امیدوارانه بنویسم... - دوست دارم کپلم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 20:55 توسط گردو!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من هم چون تو تکرارم....
تکرار آدمهای دیروز, امروز و فردا با هویتی از جنس خاک و در جغرافیایی به پهندشت سکوت... . . . اسم:عمرا’ اگه بگم... تاریخ تولد:8/5 شماره شناسنامه:1006 کد ملی:2298229899 دیگه بقیش بماند...! تقدیم به......الهی... |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|