![]() |
![]() |
|
|
بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول ميكنم..
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است. می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم! می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم. می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم. می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند. می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم. می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و .. می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به ... این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک، مال شما. من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 20:57 توسط گردو!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من هم چون تو تکرارم....
تکرار آدمهای دیروز, امروز و فردا با هویتی از جنس خاک و در جغرافیایی به پهندشت سکوت... . . . اسم:عمرا’ اگه بگم... تاریخ تولد:8/5 شماره شناسنامه:1006 کد ملی:2298229899 دیگه بقیش بماند...! تقدیم به......الهی... |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|