![]() |
![]() |
|
|
آندم که با تو باشم محنت و غم سر آید وآن شب که بی تو باشم جانم ز تن بر آید پیش تو دل نهادم ای فتنه ی دل و جان تا از بلای عشقت ما را چه بر سر آید دارد شکایت ای گل دل بی نهایت از تو اما به دل نیارم هرگز شکایت از تو افتد ز پرده بیرون راز نهفته آخر دل پر شکایت از غم لب پر حکایت از تو گل من کجایی؟کجایی..... تا به کی همچو گل بی وفایی بیا و ز رفیقان جدا شو که آتشم بر جگر زد جدایی...
- نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد، تو سر تا پا وفا بودی تو را من بی وفا کردم... - تا فرصی پیش میاد میرم سراغ موبایل ببینم اس ام اسی از شما نیومده...هر چند ساعت یکبار میام وبلاگ میرم تو نظرای خصوصی ببینم نگفتی:گردو،فردا فلان ساعت بیا... - اگه میدونستم که حتی چند سال دیگه میای سراغم به جون عزیزت قسم از همینجا تکون نمیخوردم... - راستی دیروز یه سر رفتم خونه ی همسایه...بین مامان و خواهرش بحث بود سر شهریار...خواهرش میگفت شبیه به فلانیه (یعنی شما)مامانش میگفت نه شبیه به فلانیه(یعنی من)!!!در صورتی که نه من شبیه به شهریارم نه شما و نه اصلا من و شما به هم...!!! - شمع طرب بودی مرا،امشب چرا از دیده نهانی؟رفتی و از سودای تو،دارد دلم داغی که ندانی...داشتم آسودگی در کوی تو،سوختم چون شمع و گل بی روی تو،از خاطرم ای شادی محفل نرفتی،از چشم تر رفتی ولی از دل نرفتی... - دندون عقله بدجور داره اذیت میکنه.... - هر لحظه بیشتر از قبل دوست دارم... -میخوام به همه ثابت کنم از دل نرود هر آنچه از دیده رود... (امروز بیست بهمن یکهزار و سیصد و هشتاد و شش هوا اینجا تقریبا گرمه و پنجره ی اتاقت همچنان باز "خودم دیدم بخدا") من امروز ظهر به مامانم گفتم...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:20 توسط گردو!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من هم چون تو تکرارم....
تکرار آدمهای دیروز, امروز و فردا با هویتی از جنس خاک و در جغرافیایی به پهندشت سکوت... . . . اسم:عمرا’ اگه بگم... تاریخ تولد:8/5 شماره شناسنامه:1006 کد ملی:2298229899 دیگه بقیش بماند...! تقدیم به......الهی... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|